تبليغاتX
اندکی در خود نگر تا کیستی؟

اندکی در خود نگر تا کیستی؟
این همه نقش عجیب بر در و دیوار وجود ××× هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار  
قالب وبلاگ

 


 
نام شهید : یوسف عموزاده
 
محل تولد : محله لطف آباد رشت
 
تاریخ تولد :  1347              
 
تاریخ شهادت : 19/ 10/ 65
 
محل شهادت : کربلای 5
 
 فرازی از وصیتنامه شهید :

 ... لبیک ای خدای من ای الله من لبیک ای  خدای من فریاد دارم  فریاد از زیادی گناهان ، وحشت دارم از خشم تو درمحشر، خدایا بدن ضعیف من طاقت عذاب تورا ندارد هر چند که عذاب را حق خود می دانم ولی ای خدای من امیدم به دریچه رحمت توست . خدایا تو به موسی (( خلیل الله )) فرمودیکه نمک سفره ات را هم از من بخواه من ازطاعت وجودم تا نمک سفره ام را از تو می خواهم از تو می خواهم که مرا ببخشی ای دهنده هدایا برمن هدیه ای تا قلبم به تو روشن گردد و مونس با تو شوم و تو را بجویم و کمال تو را بطلبم . خدایا تو را به ناله های نیمه شب علی (ع) قسم  و تو را به پهلوی شکسته زهرا (س) قسم ، به ناله های یتیمان حسین(ع) به فریاد هیات منا الذله حسین (ع) قسم و تو را به مصیبتهای وارده به زینب (س) قسم ، خدایا رحمی بر من کن و مرا به آرزوی من که لقای توست برسان خدایا ! دوست دارم بدنم را درمیان بیابانها همچون دوستان زیادیکه مفقود شدند  خدا یا دوست دارم مرا مفقودالاثر خوانند.

آری بدنم را به دست خانواده ام نرسان خدایا دعای من این است این ملت اسلامی را به رهبری فقیه عالیقدر به پیروزی برسان و این مردم را خدایا  دستشان را به کربلای حسین (ع) برسان.

وحال ای مردم گه آن گروه خفتگان ، که گویم بیدار شوید . چه آن گروه که بیدارند که گویم هوشیار باشید چرا که امروز مسئولیت خطیری بر عهده شما است امروز دنیا منتظرشماست امروز مسلمانهای فلسطین ،لبنان ،امریکا و تمام دنیا منتظرند که قیام شما از زیریوغ این دنیا پرستان مست در آیند وبه آئین رسول و سربازان آن پبیوندند. آری بر جای خود ننشینید و حرکت کنید از برای خدا ، چرا که کوتاهی  کننده گان کوفیان هستند که حسین را تنها نهادند همان  کوفیان که برآنها لعن می کنیم پس سعی کنیم کوفی نباشیم .

اینجا جبهه است سنگر ساخته شدن من دراینجا حالات عزیزان را که می بینم به لرزه می افتم پس بکوشید تا به عنوان سرباز صاحب الزمان دراین میدان حاضر باشید ،مردم نکند امامک را تنها بگذارید ، همواره پیرو ولایت فقیه باشد  نگذارید این از خدا بی خبران آبروی اسلام را ببرند ، همواره در راه خود سازی بکوشید و آنچه را که عامل به آن نیستید به دیگری نگویید . ای مسئولین با مردم خوشرو باشید ، چرا که خدمتگذار این مردم بودن سعادت است .

همواره مسجد ها را پر کنید ، در محافل قرآنی شرکت کنید ، مدارس را حفظ کنید ، از همه لحاظ اسوه باشید و در مصائب صبرو بردباری پیشه کنید ، صبری چون صبرامام سجاد (ع) و این انقلاب را حفظ کنید تا انشاءالله صاحب العصر (عج) بیاید. ای مادرم برحال من گریه نکن چون من با پای خود به میدان رفته ام و کشته شده ام ، مادرم سیاه نپوش درمکتبی که شهادت سعادت است ، چه جای سیاه پوشیدن است مادرم ، کوه باش  چون زهرا (س) و چون زینب(س) باش و پدرم را همواره دلداری بده تا که انشاءالله مسئولیت خودمان را درقبال اسلام خوب ادا کنیم. برادرانم راهم را ادامه دهید واسلحه افتاده ام  را بر گیرید وجای خالی مرا پر کند . خواهرانم درمصائب بردبار باشید و همواره در خدمت اسلام و مسلمین  باشید.

دوستان و آشنایان چه درمدرسه و مسجد و چه درهر جا که صحبت مرا شنیدید  پس عامل به آن باشید . نکند لحظه ای سکوت کنید که آن روز ننگ ابدی نصیب خواهد شد ، من از همه آنها که بر گردن من حق دارند تقاضای بخشش دارم و از شما تقاضا دارم که اگر مقدور شد در مسجد فاطمیه برای من یک دعای کمیل و اگر نشد توسل بگذارید و آنجا دعایم کنید رد آخر باز از همه تقاضای بخشش دارم ...
 

و مسجد و چه درهر جا که صحبت مرا شنیدید  پس عامل به آن باشید . نکند لحظه ای سکوت کنید که آن روز ننگ ابدی نصیب خواهد شد ، من از همه آنها که بر گردن من حق دارند تقاضای بخشش دارم و از شما تقاضا دارم که اگر مقدور شد در مسجد فاطمیه برای من یک دعای کمیل و اگر نشد توسل بگذارید و آنجا دعایم کنید رد آخر باز از همه تقاضای بخشش دارم ...

[ پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 ] [ 8:9 ] [ جواد نجفی ]

[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 15:32 ] [ جواد نجفی ]
[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 15:28 ] [ جواد نجفی ]

نویسنده : جواد نجفی

انسان در طول زندگی خویش همیشه سعی بر این دارد که اگر می خواهد (به هدفی که بر خود واجب میداند یا بدان علاقه دارد دست یابد و شخصی موفق باشد باید با برنامه ای مشخص و معین و دقیق  حرکت کند یعنی اگر موفقیت برای او اهمیت دارد محال است که  بدون هیچ برنامه ای ، بی خیال از دقائق و لطائف طریق ، در جاده عمل قدم بردارد و بخواهد بدون برنامه ای مشخص به دنبال موفقیت و کمال باشد .

ما هیچ انسان موفقی را سراغ نداریم که با بی خیالی و بی توجهی توانسته باشد به قله های کمال و موفقیت و اهداف خود رسیده باشد بلکه هرگاه با انسانی موفق مواجه می شویم وقتی از راز موفقیت اوجویا میشویم درمی یابیم که با تلاش بسیار توانسته در ابتدا برنامه و راز موفقیت را پیدا کند و آنگاه با إعمال و انجام دقیق آن برنامه در وحله دوم ، توانسته به آن موفقیت چشم گیر برسد.

اگر از یک کوهنوردی که قهرمان کوهنوردی است و دارای رکورد جهانی است سوال کنیم یا اگر از یک دکتری موفق که تخصص در رشته مورد نظر خود دارد بپرسیم واگر از هر شخصیت موفق دیگر سوال کنیم جوابی غیر از جواب فوق را نخوایم یافت .

پس اگر توجه کنیم داشتن یک اصول و برنامه ریزی  صحیح ، برای رسیدن به هر مقصد و هدفی مهمتراز تلاش فراوان است . تلاش به تنهایی راز موفقیت نیست  ، بلکه یافتن طریقت صحیح در ابتدا و سپس کوشش در وحله دوم مطرح است ، چرا که انسان بدون برنامه و اصول هرچه بیشتر تلاش کند بیشتر از مقصد اصلی خود دور میشود مثلا اگر کسی قصد رفتن به شهری دارد و بدون توجه به نقشه شروع به حرکت کند ، در این صورت هرچه بکوشد و سریعر برود از مقصد خود دورتر میشود و هرگز به مقصد نمی رسد .

پس عقل سلیم حکم می کند که اول نقشه که همان اصول و برنامه می باشد  را تهیه نماید ،  آنگاه طبق آن حرکت کند  تا بتواند به مقصد و هدف خود برسد .

پس دانستیم که برای حرکت در هر مسیری نیاز شدیدی به نقشه و برنامه راه داریم.

این حکمی است که عقل انسان بدان دست یافته است حال سوال این جا است آیا خالق حکیم و مقتدر و مدبری چون الله تبارک و تعالی برای طی مسیر زندگی بشر هیچ برنامه ای ندارد ؟ برای اینکه بشر به کمال حقیقی برسد هیچ راهنمایی برای آنها قرار ندهد ؟

ای دوست شِکر بهتر یا آنکه شکر سازد / خوبی قمر بهتر انکه قمر سازد

ای عقل توبه باشی در بینش و در دانش  / یا آنکه به هر لحظه صد عقل و نظر سازد

ای گل تو زیبایی یا گلشن و گل در تـــو  / یا آنکه بر آرد گل ، صد نرگس تر سازد.

شاهد در این شعر زیبا بیت دوم است که چطور عقل آدمی در بینش و دانش در می یابد که باید به تدبیر حرکت کند و تنها تلاش در حرکت او را به جایی نمی رساند ،بشری که برای خلق و ایجاد یک ساختمان بسیار تدبیر می اندیشد تا تمام جوانب را در نظر بگیرد و آنرا به بهترین وجه به پایان برساند آنگاه چگونه آن خدایی که در هر لحظه صد عقل و نظر می سازد ، در خلقت و ایجاد این بشر تدبیری نکرده باشد ؟؟! چطور وقتی یک دانشجو وارد دانشگاه می شود اول کاری که مسئولین دانشگاه می کنند به او یک برگه تحت عنوان برگه انتخاب واحد می دهند که در آن تعداد دروس ، نام اساتید ، نام کلاس و ساعات تشکیل کلاس و حتی تاریخ و ساعت امتحان مشخص شده .ومحال است که مسئولین و اساتید دانشگاه برای ارتقای علمی یک دانشجو برنامه ی خاصی نداشته باشد و به دانشجو بگویند هر وقت خواستی بیا اگر کلاسی تشکیل شد شد  اگر  نه فردا بیا و با نبود برنامه ای مشخص دانشجو بجای اینکه در کلاس الف بنشیند برود در کلاس ب بنشیند یا ساعت کلاس ها را طبق برنامه مشخص شده عمل نکند آیا هرگز به قله های موفقیت میرسد ؟؟؟

پس نمیشود انسان که خود ساخته دست خداوند حکیم است برای تأمین معاش و گذران زندگی خود و دیگران برنامه ریزی کند آنگاه ذات نامحدود و سراسر نور الهی برای دُردانه هستی هیچ تدبیری نیندیشیده باشد .

اینجاست که جایگاه دین در زندگی بشر معلوم می شود ، دین همان نقشه زندگی بشر است ، دین همان چیزی است که انسان بدون آن محال است که به تکامل برسد بعضی ها متاسفانه بر این باورند که دین محدودیت می آورد ، و می گویند دین فقط برای آخرت حرف دارد همیشه از آن طرف حرف می زند ، همیشه از عذاب و پاداش در آن طرف می گوید . خیر چنین نیست اصلا دین اولین چیزی که با خود می آورد همان آرامش در دنیا است ، نمی بینید روزگار انسانهای فراری از دین را ، نمی بینید آنها که از دین گریزان هستند همیشه سراسیمه و نگرانند . بدانیم که هرگز مال ثروت و دارایی انسان را به آرامش نمی رساند . آمار نشان میدهد که بیشترین خودکشی در غرب از بین افراد ثروتمند است آنها که با پول و دارایی خود هر چه از دنیا و راحتیِ در آن است را می توانند بدست بیاورند و از آن خود کنند ، اما باز هم آرامش ندارند . چرا ؟ چون روح انسان نیز غذا می خواهد ، وآن غذا میسر نمی شود مگر با دین .

انها که بدون تحقیق در این مسله چنین می پندارند که دین فقط از آخرت و بیم حرف می زند ، این نهایت غفلت و بی خبری است . بدانیم امروز عصر جاهلیت نیست که ما باز هم تکرار جهالت کنیم . کجایند آنها که ببیند منابع دینی ما چقدر از دنیا صحبت نموده ، اصلا بسیاری از کتبی که  حوزه علمیه تدریس می شود درباره کسب و کار[1] خرید و فروش و ازدواج و ... است .و در کتب حدیثی ما موضوعات زیادی در این باره وجوددارد . برای مثال کتاب شریف اصول کافی را ببینید که باب هایش از چه موضوعاتی تشکیل شده موضوعاتی هم چون خوش خلقی و خوشروئی  و عدم خشونت و قناعت ، خوش رفتاری با پدر و مادر ، بوسیدن ، اصلاح میان مردم ، حدود همسایگی و  ... ببینید دین درباره ازدواج چه می گوید ؟ در باره ارتباط انسانها با یکدیگر چه می گوید ؟ درباره معاش صحیح چه دستوری دارد ؟ و ...

آیا اینها دستوراتی برای غیر دنیا است ؟ و چقدر روایاتی و جود دارد که به بهداشت و سلامت جسمی انسان پرداخته !

 

 متاسفانه خواسته های مادی انسانها آنها را از تفکر در این باره باز داشته در باره اینکه انسان بی دین ، انسانی نتواد زیست ، و می بینیم کسانی هستند در اطراف ما بی خود و بی جهت پشت به دین می کنند ، با بهانه های بی معنی که فلان کس فلانطور است ، فلان کس دیگر با قیافه مذهبی فلان کار را کرده ، قید تحقیق در دین و یافتن معنی درست دین را می زنند ، اینها بهانه ای بیش نیست و نمی تواند انسان را ازتحقیق در دین منحرف کند .



[1] .کتاب شریف مکاسب

[ شنبه چهاردهم آبان 1390 ] [ 10:11 ] [ جواد نجفی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آرشيو مطالب
امکانات وب